ده اشتباه خطرناک کارآفرینی | دایا ثبت

ده اشتباه خطرناک کارآفرینی

کارآفرینی

1- اشتباهات در مدیریت :

در بیشتر کسب و کارها، ضعف در مدیریت یکی از علت­های اولیه شکست در کسب و کارها است. برخی مواقع، مدیر یک کسب و کار کوچک ، ظرفیت و پتانسیل لازم برای اداره موفق یک کسب و کار را ندارد. او قدرت رهبری و دانش لازم را ندارد.

2- نداشتن تجربه :

مدیران کسب و کارهای کوچک نیازمند کسب تجربه­ در زمینه هایی هستند که می­خواهند در آن فعالیت کنند. برای مثال، اگر یک کارآفرین بخواهد یک کسب و کار در زمینه پوشاک راه اندازی کند ، باید ابتدا در یک فروشگاه لباس کار کند. این کار می­تواند تجربه­ های بسیار خوبی را درباره ماهیت این نوع کسب و کار فراهم کند.

3- کنترل مالی ضعیف :

پیش­بینی ­های درست مدیریت ، کلید موفقیت کسب و کارهای کوچک است و مدیران اثربخش، ریسک ­های مالی حساب شده ای را برای موفقیت کسب و کار خود می­ پذیرند. موفقیت کسب و کارها به میزان سرمایه شروع و راه اندازی نیز بستگی دارد. یکی از علت های شکست کسب و کارها ، نبود سرمایه کافی قبل از آغاز روند درآمدزایی است.

مقاله : نحوه محاسبه مالیات بر ارزش افزوده

4- تلاش­ های بازاریابی ضعیف :

برخی مواقع ، کارآفرینان اهداف و رویکردهای اشتباهی را در پیش می­ گیرند و گمان می­ کنند که  اگر محصول یا خدمتی را ارائه کنند، مشتریان خود به خود خواهند آمد. رشد و توسعه یک کسب و کار، بر پایه درخواست پایدار مشتریان و خلق بازارهای اثربخش است. حفظ مشتریان به جلب رضایت آن­ها از طریق ارائه ارزش بیش­تر، کیفیت بالاتر، خدمات پس از فروش و پاسخگویی سریع بستگی دارد.

5- نداشتن برنامه استراتژیک :

بسیاری از مدیران کسب و کارهای کوچک از فرآیند برنامه ­ریزی استراتژیک غافل می­شوند ، زیرا فکر می­ کنند که برنامه استراتژیک، مناسب شرکت­های بزرگ و سودآور است. آن­ها با گفتن عباراتی همچون «من وقت کافی ندارم» و یا «ما کوچک­تر از آنیم که یک طرح استراتژیک برای توسعه داشته باشیم » از تدوین یک برنامه استراتژیک اجتناب می­ کنند. بدون یک برنامه استراتژی ، یک کسب و کار قادر به خلق و حفظ مزیت­های رقابتی در بازار نیست.

6- رشد کنترل نشده :

رشد کسب و کار به طور طبیعی مطلوب است اما باید برنامه ­ریزی و کنترل شود. پیتر دراکر می­گوید : وقتی کسب و کارها از نظر اندازه و ساختار رشد می­ کنند، مشکلات جدیدی از منظر ارتباطی و هماهنگی بروز می­ کند و کارآفرینان باید نحوه تعامل با این چالش ­ها را بدانند.

7- موقعیت مکانی ضعیف :

برای هر کسب و کاری انتخاب درست موقعیت مکانی ، هم یک هنر و هم یک علم است. اغلب کسب و کارها، مکان خود را بدون هیچ مطالعه­ ای انتخاب می­ کنند.

8- کنترل ضعیف موجودی :

معمولا بیش­ترین سرمایه­ گذاری یک مالک کسب و کار در موجودی آن است. کنترل موجودی یکی از مهم­ترین مسئولیت ­های مدیران است که غالبا از آن غفلت می­کنند. سطح موجودی پایین منجر به کمبود و اتمام ذخیره می ­شود و نارضایتی مشتریان را در بر دارد. بسیاری از شرکت ­های کوچک مقداری از نقدینگی خود را برای خرید موجودی­ های بلا استفاده و بی­فایده صرف می­کنند. نکته مهم در سیستم فروش کسب و کارهای کوچک، قیمت­گذاری پایین برای فروش سریع کالاها است. این امر به مالکان کسب و کارها امکان می­ دهد تا از مشکلات موجودی اجتناب کنند.

9- قیمت­ گذاری نادرست :

قیمت­ گذاری به این معنی است که مالکان کسب و کارها بدانند که چگونه ساخت ، بازاریابی و تحویل محصول و خدمات خود را قیمت­ گذاری کنند. مالکان کسب و کارهای کوچک اغلب محصول و یا خدماتشان را زیر قیمت بازار ارائه می­ دهند. اولین مرحله در ساماندهی دقیق قیمت این است که بدانیم محصول یا خدمت با چه نرخ تمام شده ­ای تولید و یا ارائه می­شود. از سوی دیگر، مالکان کسب و کارها می­توانند بر اساس تصویری که از شرکتشان می­خواهند ارائه دهند و البته با دیدگاه رقابتی، قیمت­های خود را تعیین کنند.

10- عدم توانایی در ایجاد و انتقال کارآفرینی به زنجیره­ های دیگر صنعت :

کارآفرینی باید به صورت زنجیره­ای باشد و در تمام زنجیره تأمین یک صنعت گسترش یابد. این نوع کارآفرینی می­ تواند بیش­ترین ارزش افزوده را ایجاد کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *